نامه ای یک کودک معلولیت به پدر و مادر

تو بودی بهانه پروازم...

... ... من کودکی ناشنوا بودم. زندگی ام غرق در سکوت و تنهایی بود و از شنیدن قیل و قال حیات که می بایست چون موذنی خوش آهنگ، جنبش و تحرک را در گوش هایم زمزمه کند، بی بهره بودم. اما تو از راه رسیدی و بانگاه پر مهرت، با چشمان نافذت و با دستانی که ناقل گرمای وجودت بود، توجهم را از بیراهه سکوت و تنهایی ، به مسیر زندگی و پیوند با زیبایی های خلقت، معطوف ساختی. ...



دسته ها : اجتماعی
دوشنبه هجدهم 6 1387
X