مراسم تجلیل از پیشکسوتان جامعه ناشنوا

به مناسبت شصت ساله شدن تلاشهای سازمانی ناشنوایان درایران

در تاریخ روز چهارشنبه ۲۲ آبان ماه برگزار گردیده است.

مراسم تجلیل از پیشکسوتان جامعه ناشنوا

به مناسبت شصت ساله شدن تلاشهای سازمانی ناشنوایان درایران

اواخر مرداد ماه بطور معمول با آقای روزبه قهرمان مکاتبه داشتیم به من گفت میدانید امسال شصتمین سال تاسیس کانون کرولالها است که پدر شما پایه گذار آن بوده است. و زحماتشان به شصت سال رسید. این فرصت خوبی برای قدردانی از زحمات اوست.

مدتی به حرفهایش فکر کردم ، از وقتی بدنیا آمدم از بچگی شاهد فعالیتهای پدرم بودم که سالهای سال تمام وجود و عشق خود را صرف خدمت به ناشنوایان کرده و با مشکلات فراوان اولین بنیان گذار سازمانهای مختلف و بعنوان رابط نیز انجام امور اداری برای ناشنوایان بود. مخصوصاً در زمانی که افراد جامعه با ناشنوایان آشنا نبودند ایشان تلاش می کردند و مبارزه را رها نکردند تا به اینجا رسید. نسل جدید ناشنوایان شاید از این تلاشها در گذشته اطلاع نداشته باشند و با امکاناتی که دارند درکی از شرایط گذشته نداشته باشند.

و

پدر و مادرم در حق ما (فرزندان) زحمت بسیار کشیدند. ما یک خانواده ناشنواهستیم در آن زمان همه با دل سوزی و ترحم به ما نگاه می کردند، بعضی ها تعجب می کردند از این موضوع که یک خانواده ناشنوا چطور زندگی خود را می گذرانند. ولی پدر و مادر ما با استقامت ما را به خوبی تربیت کردند و ما توانستیم به پای افراد شنوا برسیم.

پس حالا زمان آن هست که به پاس زحمات ایشان و آشنا شدن نسل جدید با نسل قدیم مراسمی بگیرم. میدانم این قدردانی ناچیز است. امیدوارم خداوند و پدرم از کارهای من راضی باشند.

موضوع را با خانواده ام در میان گذاشتم پدرم اصلاً مایل نبودند که مراسم به اسم بزرگداشت ایشان برگزار شود و گفتند به جایش عنوان دیگری را برای مراسم انتخاب کنیم. (مراسم تجلیل از پیشکسوتان جامعه ناشنوا) و کارها را با توکل به خدا شروع کردم و برنامه ریزی مراسم را شروع کردم کارت ها را چاپ کردم و مهمانان را دعوت کردم. مهمانان شامل دوستان و همکاران قدیمی پدرم می شدند که سالها با ایشان در این زمینه همگام بودند. متاسفانه عده ای از آنها در قید حیات نبودند از همسر و فرزندان آنها دعوت کردم همچنین تعدادی از ناشنوایان نسل جدید و عده ای از دوستان را هم از شهرستان و چند نفر مقامات دعوت کردیم ( البته به علت فراهم نشدن خوابگاه برای مهمانان شهرستانی عده کمتری از آنچه که در نظر داشتم را دعوت کردیم. )

برنامه ریزی مراسم ما به این صورت بود که از سه هفته قبل به سازمانهای مختلف اعلام کردم که از هر سازمان یک نماینده می تواند حدود 5 دقیقه سخنرانی آماده کند و سازمان خودشان را معرفی کنند و پرچم سازمانشان را نشان دهند. و ارسال تاریخچه تاسیس سازمان خود برای تهیه گزارش تاریخچه جامعه ناشنوایان ایران (1387-1327) (تمام سازمانهای برنامه ریزی ام کاملاً اطلاع داشتند)

از گروه سرود پژواک سکوت برای اجرای سرود و از گروه تئاتر برای اجرای تئاتر دعوت بعمل آوردیم.

گزارشی را به صورت فشرده از تاریخچه جامعه ناشنوایان ایران (1387-1327) به مناسبت شصتمین سالگرد ارائه خدمات ارزشمند به جامعه ناشنوایان ایران آماده کردم که انتهای آن هر کدام از 7 سازمان مربوط به ناشنوایان خلاصه ای از فعالیت خود را در یک صفحه ارائه دادند به گزارش قرار دادیم به جز کانون ناشنوایان ایران که گزارش خود را آماده نکردند. البته به علت کمبود این گزارش به افراد بخصوصی دادیم ، تعدادی هدایا که شامل ( لوح سپاس قاب شده – یک جلد قرآن و مجله تاریخچه جامعه ناشنوایان ایران) آماده کردیم که از طرف آقای شهیدی به این سازمانها اهدا شود. به علت مشغله زیاد و نظارت بر امور مراسم از آقای حبیب مهدوی درخواست کردم اجرای برنامه را قبول کنند.

ادامه گزارش 2


يکشنبه هفدهم 9 1387
X