عنوان:  با من سخن بگو

مولفین: خسرو گورابی

توضیحات : این کتاب در پنچ جلد با عناوین ذیل تهیه و تنظیم گردیده : جلد اول : اگر رفتار ناشایستی از من سر زد مرا نبخشید ، به آنچه در مدرسه می آموزم اکتفا نکنید ، هر دردی درمانی دارد ... جلد دوم : راستگویی تو ، کم رویی من ، خودنمایی من ، عادات خوب من ، لوس شدن من ،شهامت من ... جلد سوم : کودک با انجام بازی آینده خود را ترسیم می کند ، آیا می دانی که ... جلد چهارم : در کودک کم شنوا چشم جانشین گوش می شود ، این را بدان که ... جلد پنجم : اگر بپرسی ... 

 ===

عنوان : حقوق کودک به زبان اشاره

 

ناشر: سازمان یونیسف

 

تولید شده توسط: شوراىکتاب کودک- کتاب وکودک ناشنوا  (کتابهای ویدیویی)

دسته ها : معرفی کتاب
چهارشنبه ششم 6 1387

دیدار شهرداری تبریز با خواهر مرحوم جبار باغچه بان؟؟؟؟!!!!

کلیک

دسته ها : اخبار
چهارشنبه ششم 6 1387
نظرات کارشناسان درباره برنامه های تلویزیونی

جوان مک کندی می گوید:

برای افراد ناشنوا و کم شنوا خیلی اهمیت دارد که آنچه برنامه های تلویزیونی ، اخبار و غیره در مورد وقایع رویداد ها می گویند، بخوانند و بفهمند . اینکار برای افراد شنوا لذت بخش میباشد.

مایک کوک می گوید:
نبودن زیر نویس به معنای این است که از تلویزیون صدا نیز باید بسته شود.

جودی آ. کران لوند می گوید:
دستیابی به زیرنویس ها به ناشنوایان بینش کاملی میدهد که در حال حاضر چه وقایعی در حال وقوع میباشند، تمام ما دارای حقوق یکسان میباشیم و با دیگران کاملا" برابر میباشیم.

فیلیس باس می گوید:
گوشهایتان را بگیرید و به من بگوئید که چه احساسی به شما دست می دهد؟ آن مثل زندگی در تنهایی میباشد.
دسته ها : اجتماعی
چهارشنبه ششم 6 1387

گزارش اختصاصی شیرزنان از ورزشکاران زن ناشنوا در ایران

شیرزنان-شبنم شکوریان: سفر مرا به سرزمین های استوایی برد و زیر سایه آن "بانبان"سبز تنومند چه خوب یادم هست عبارتی که به ییلاق ذهن وارد شد: وسیع باش، و تنها، و سر به زیر، و سخت. به اینجا که می رسی انگار به دنیای دیگری وارد شده ای. دنیای خالی از غر زدن های معمول هر روزه، دنیای ساده نوجوونی که پر است از آرزوها و رویاهای بسیار، صورت های شاد و چشمان سرشار از محبت و شیطنت، خالی از حسادت، دورویی و حرص! به اینجا که می رسی انگار وارد عالم دیگری می شوی به نام دنیای ساده نوجوانان ورزشکار ناشنوا.

وقتی صحبت می کنند صدایشان گنگ است از تکرار حرف های بی هجا و کشدار اما به چشمانشان که خیره می شوی، تلاششان را می بینی که چطور با کمترین امکانات مصمم به ورزش کردن هستند. آن وقت زندگی برایت رنگ دیگری پیدا می کند و رنگی که با ورود به ورزشگاه ناشنوایان در خیابان دماوند می توان آن را دید. محسن حمیدی پدر فاطمه حمیدی شناگر 12 ساله می گوید: "ورزشکاران ناشنوا نیازمند توجه بیشتر مسؤولان سازمان تربیت بدنی هستند." فاطمه از 5 سالگی به دلیل بیماری، شنوایی اش را از دست داده، شناگر خوبی است و می خواهد در آینده ای نزیک خودش را به تیم ملی برساند. او که در کنار پدر ایستاده با حرکات دست چیزی می گوید و پدر اینطور برایمان ترجمه می کند: تنها آرزویم این است که یک روزی ورزشکار بزرگی شوم. من می خواهم یک روز مانند سایر ورزشکاران در مسابقات کشوری شرکت کنم......

ادامه مطلب

دسته ها : ورزشی
شنبه دوم 6 1387
از هلن کلر پرسیدند اگر قرار باشد خداوند یکی از دو معلولیت بینایی و شنوایی تو را برگرداند کدامیک را انتخاب می کنی هلن کلر بی درنگ پاسخ داد شنوایی را برمی گزنیم . زیرا سکوت مخفیگاه فریادهاست و تحمل فریاد درون بسیار سهمگین است بخصوص اگر جامعه این صدا را نشنود. افراد ناشنوا که قدرت شنیداری ندارند چشم را جایگزین گوش می کنند در واقع ناشنوا باید با چشمان خود بشنود.
دسته ها : اجتماعی
شنبه دوم 6 1387

گرچه تفسیر زبان روشنگر است

لیک عشق بی زبان روشن تر است

 

پس زبان محرمان خود دیگر است

همدلی از همزبانی بهتر است

 

(مولوی)
دسته ها : شعر
شنبه دوم 6 1387

با یاد خدای عشق و صدا، به نام خدای مهر و نگاه

 

شعر از : احترام ناظری راد( عضو افتخاری کانون ناشنوا سبزوار)

 

و این منم یک ساز خاموش – یک رود جاری – یک رویای سبز

رویای بهار در ذهن کودکانه سنجاقکی و شاید تلاقی عشق باشم و سکوت

صدای شر شر آبشاران را نمی شنوم – صدای نم نم باران – صدای بال زدن کبوتر –

صدای خش خش برگهای پاییزی – صدای بوق ماشین – صدای قار قار کلاغ – صدای پسرک روزنامه فروش ...

آری اطرافم پر از صداست- پر از هیاهو و من هیچ کدام را نمی شنوم ولی صدای معرفت را خوب خوب می شنوم

صدای انسانیت – آدمیت – صدای عشق – مهربانی – صفا و صمیمت و صداقت...

صدای ضربان قلب گنجشک کوچکی از ترس گربه پشت برگهای درخت پنهان می شود.

آری من ناشنوایم. ولی صدای خدا را می شنوم

صدایی که شاید با داشتن یک جفت گوش شنوا از شنیدن آن محروم بودم

من نمی شنوم و قادر به تکلم نیستم. ولی هیچ گاه احساس نکرده ام که ناتوانم

زیرا دستانم بوی زندگی می دهد بوی عشق و عطوفت

رقص دستانم بر سن نگاه شما سکوت سیال را درهم می شکند – نگاهم با نگاهتان حرف می زند

 و این احتیاج به ترجمه ندارد زیرا دلم در مکتب

آینه درس آموخته

من به تمام پنجره های مه آلود پشت کرده ام و به همه نسیم ها سلام گفته ام

رو به خورشید اقامه عشق بسته ام

 و پشت به تمام سیاهی ها، فاصله های خاکستری را درهم شکسته ام

و در میان جاده ای پر ز نور ایستاده ام

درحالی که گلبرگهای احساسم را در میان انگشتان عاشقم

می فشارم با تمام قوا- با تمام توان و نیرو فریاد می زنم که :

دوستتان دارم

 

منبع : سکوت شکست

دسته ها : شعر
شنبه دوم 6 1387
X