گفتگو با نوشین عسگری مددچوی ناشنوا و موفق سازمان

 

گرافیک که شنیدنی نیست!

منبع : روزنامه مهرنو شماره ۶۶

دسته ها : گفتگو
چهارشنبه سیم 11 1387
گفتگو با مسوول کانون ناشنوایان

به بهانه 8 مهر روز جهانی ناشنوایان سری به کانون ناشنوایان زدیم. سکوت همه جا را احاطه کرده بود.گاهی صدای خنده و اغلب صدای لب‌هایی که محکم بر هم می‌خورد و رقص دست‌ها توجه هر تازه‌واردی را جلب می‌کرد. هر یک از آنها به محض دیدن ما دست‌شان را در کنار صورت برده و با لبخندی سلام می‌کردند. گیج و سرگردان شده بودم. دلم می‌خواست با آنها صحبت کنم. از بچه‌های کوچک تا پیرمرد و جوان گرد هم جمع شده بودند. چشمانمان در هم گره می‌خورد. سراغ آقای تهرانی‌زاده را گرفتم، شاید آن دختر کوچک 9 ساله بود که متوجه حرفم شد و دستم را گرفت و نزد ایشان برد. آقای تهرانی‌زاده هم نیمه شنوا بود اما به آسانی صحبت‌های هم را متوجه می‌شدیم. در اتاق ایشان یک خانم شنوا که معلم بودند، به همراه همسر ناشنوایشان و یک آقای جوان نیز حضور داشتند. اجازه خواستم آنها هم بمانند و این دختر کوچک هم به جمع ما اضافه شود.
سلامت : آقای حبیب تهرانی‌زاده، کانون ناشنوایان چه خدماتی برای افراد ناشنوا دارد؟
از همان بدو تاسیس یعنی سال 1339 که در یک اتاق کوچک و با حضور هفت، هشت نفر ناشنوا در حسن‌آباد تهران به وجود آمده تا حالا که قرار است از مرکز فعلی (ابتدای ستارخان) به ساختمان شهرک غرب برویم (این ساختمان به وسیله کمک‌های خیریه ساخته شده) یک خدمت و هدف مدنظر بوده و آن هم برقراری ارتباط با این عزیزان است. ناشنوا با اینکه معلول است اما معلولیتی جز نشنیدن ندارد. او سالم است مانند شما ولی تنها نکته‌ای که متمایزش می‌کند، این است که نه کسی حرفش را می‌فهمد و نه او می‌تواند صدای کسی را بشنود. یعنی برای هر کاری مانند رفتن به اداره‌ها و غیره رابط می‌خواهد. ما معرفی‌نامه می‌دهیم برای نظام وظیفه یا اداره کار، برای رابطی که با او به شهرداری یا دادگاه‌ها برود و پل کلامی را برقرار سازد، اقدام می‌کنیم. البته از سال 58 که سازمان بهزیستی روی کار آمد نه تنها کانون ما بلکه کانون نابینایان و دیگر معلولان برای امور خود باید به آنجا مراجعه کنند.
سلامت : این عزیزان ناشنوا که به اینجا آمده‌اند و با هم صحبت می‌کنند، کار خاصی دارند؟
خیر. با هم درددل می‌کنند، شطرنج بازی می‌کنند، چای می‌خورند و غم‌هایشان را با هم تقسیم می‌کنند. دلسوزتر از ناشنوا کسی برای خودمان نیست. به جای اینکه بروند در پارک و مکان‌های عمومی که با آنها بیگانه است، به خانه دوم‌شان یعنی کانون می‌آیند. تمام هیات مدیره کانون ناشنوا هستند و برای همین اساسنامه و قوانینی که در نظر می‌گیرند، مناسب است. البته دبیرکل که کارهای علمی انجام می‌دهند، آقای دکتر گیتی شنوا هستند. باتوجه به جمعیت 6/1 جامعه که ناشنوا هستند، امکاناتی که برای ناشنوایان از جانب دولت در نظر گرفته شده، اجرا نمی‌شود.
سلامت : چه امکاناتی دارید؟
مراکز آموزشی و تفریحی که دولتی هستند، برای ناشنوایان رایگان و مراکز خصوصی نیم بها است. از درصدی تخفیف برای هواپیما و قطار بهره‌مندیم. مانند دیگر معلولان باید طبق قانون کار در مراکز کاری از درصدی که مختص معلولان (7 درصد) است استفاده شود ولی متاسفانه از پذیرفتن ناشنوایان با اینکه معلولیت جسمی حرکتی که جدی باشد ندارند، در برخی مراکز برای کار امتناع می‌کنند. هنوز سهمیه دانشگاه یا جذب کار وجود ندارد.
سلامت : مهم‌ترین مشکل شما چیست؟
عدم برقراری ارتباط، این عزیزان را گوشه‌گیر می‌کند. سازمان بهزیستی تلاش خود را می‌کند اما چون گرفتاری‌ها و مسوولیت‌های زیادی دارد، توانایی رسیدگی به همه امور را ندارد و همین جا از تلاش‌های زیاد آنها سپاس‌گزاریم. به هر حال نداشتن شغل یعنی نداشتن پول، مشکل در ازدواج و زندگی. من فکر نمی‌کنم جوان ناشنوا فرقی با جوانان دیگر داشته باشد. این مشکل به دنبال کار بودن و نداشتن مسکن و پیامدهای آن اپیدمی است. مشکل برقراری ارتباط و درک نکردن ناشنوا مزید بر علت برای جوان ناشنواست.
سلامت : کنکور و آموزش در این گروه چگونه است؟
ناشنوای جوانی که خود را معرفی نکردند اما مهندس آرشیتکت از دانشگاهی دولتی داشتند گفتند: «خوشبختانه مدارس استثنایی در تهران هست اما برای کنکور هیچ امتیاز مثبتی قایل نیستند. به نابیناها رابط می‌دهند، به ما و معلولان جسمی حرکتی، وقت اضافی. در دانشگاه هم رابطی نداریم. من سعی می‌کردم کتاب و جزوه بخوانم. به هر سختی که بود بعد از فارغ‌التحصیلی در شهرداری یکسری نقشه‌کشی را به عهده گرفتم. حال که سه ماه است ازدواج کردم، برای تامین مخارج می‌خواهم مجوز یک مغازه نان ماشینی بگیرم تا عصرها در آنجا باشم بلکه چرخ زندگی‌ام بچرخد. حتی یک رابط ندارم و برای گرفتن مجوز آرد و غیره دردسر دارم.»
سلامت : چرا از نوشتن استفاده نمی‌کنید؟
شما که شنوا هستید، به اداره‌ها که می‌روید، امروز برو فردا بیا می‌گویند. آیا حاضرند برای من بنویسند و نوشته‌های مرا بخوانند و با هم ارتباط برقرار کنیم.
سلامت : استفاده از سمعک چطور؟ آیا دولت آن را به آسانی در اختیارتان می‌گذارد؟
همسر آن خانم معلم که شغل آزاد داشتند گفتند: «من که وضع مالی‌ام بهتر است نمی‌توانم سمعک خوب بخرم. مجبورم از همین سمعک‌های درجه 3 که کارایی کمی دارند، استفاده کنم چه رسد به این جوان‌ها. سمعک هزینه دارد اما 15 تا 20 درصد تخفیف می‌دهند. اگر هم وسایل یدکی برای تعمیرش بخواهیم، بهزیستی می‌گوید نداریم. مراکز دولتی هم همین‌طور. عمر مفید این سمعک‌ها شش ماه تا یک سال است و زود باید تعمیر شود.» مهندس جوان گفت: «هزینه‌های توان‌بخشی را چرا نمی‌گویید. برای گفتاردرمانی یا آزمایش‌های گوش، ساعتی 6 تا 10 هزار تومان باید بپردازیم. وقتی به سختی کار پیدا می‌کنیم، چطور از عهده این هزینه‌ها برآییم. معلولان جسمی لااقل زبان دارند تا حرف بزنند اما ناشنوایی مانند من زبان ندارد تا دردش را بگوید.»
سلامت : آیا مدارس استثنایی از عهده امکانات آموزشی برمی‌آیند؟ لطفا شما پاسخگو باشید که معلم هستید؟
من معلم بچه‌های شنوا هستم و در مدرسه عادی درس می‌دهم. مدرسه‌های باغچه‌بان و استثنایی مفید هستند. با تبلیغات ناصحیح و بدون بررسی کارشناسانه متاسفانه به تازگی برخی والدین را تشویق می‌کنند، بچه‌هایشان را به مدارس عادی بفرستند تا بدون استفاده از دست‌ها، حرف بزنند و با لب‌خوانی متوجه شوند. می‌گویند در بیشتر کشورهای پیشرفته برای ناشنوایان این گونه عمل می‌شود. در حالی که حتی یک رابط در کلاس عادی نیست و برخی معلمان از روی ترحم تنها به دانش‌آموز ناشنوای کلاس نمره می‌دهند. والدین هم فکر می‌کنند بی‌کلاسی است که فرزندشان به مدرسه استثنایی برود.
سلامت : یعنی یک رابط وجود ندارد که برای جمعی از ناشنوایان مطالب درسی را در آن واحد ترجمه کند مانند اخبار تلویزیون؟
به طور مثال، یک خانم یا آقای رابط باید در طول روز پنج مدرسه را پوشش دهد. قطعا به این چند مدرسه نخواهد رسید. تازه اگر هم تقسیم وقت کند، یک ساعت از کلاس درس را پوشش می‌دهد نه همه درس‌ها را. بهترین کار، بردن بچه‌ها به مدارس استثنایی است. آقای تهرانی‌زاده گفت: «البته شایان ذکر است که تعداد این مدارس در تهران کم است (27 مدرسه) و شما مجبورید در محل خود، از همان مدرسه عادی برای فرزندتان استفاده کنید. اگر قرار است مطابق اطلاعات روز دنیا به آموزش و پرورش ناشنوایان برسند یا باید بررسی کنند که بچه‌ها نیمه شنوا باشند و به مدرسه عادی بروند و یا ببینند او در چه سنی ناشنوا شده است. خلاصه اینکه باید کارشناسی شود و بدون امکانات نمی‌شود.»
سلامت : کانون ناشنوایان در شهرستان‌ها هم هست؟
بله. 80 شعبه در شهرستان‌ها هست.
منبع : الهه رضائیان سلامتیران

دسته ها : گفتگو
يکشنبه سیزدهم 11 1387

باید دوباره تازه شد توی هوای رابطه -گفت‌وگو با گویندگان اخبار ناشنوایان

اغلب ناشنوایان و کم‌شنوایان با زبان اشاره با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند. شناخت ما از زبان اشاره شاید محدود شود به خاطراتی از اخبار ناشنوایان تلویزیون و حرکاتی از مجری که شاید برای بسیاری از ما بی‌معنا به نظر برسد اما کوچک‌ترین اشاره‌شان، مفهومی را می‌رساند.

به طور روزمره ما بیش از اینها با زبان اشاره سر و کار داریم و گاهی آن‌قدر با آن عجین شده‌ایم که چندان به نظرمان نمی‌رسد. بارها حرکت دست پلیس راهنمایی و رانندگی را به چشم دیده‌ایم که به نشانه «ایست» اتومبیل‌ها را متوقف می‌کند یا شاید آشناترین تصاویری که از عکس‌های زمان جنگ به خاطر می‌آوریم، انگشتانی V شکل است که Victory یا «پیروزی» را به رخ می‌کشند. بگذریم از زبان‌های اشاره‌ای که مختص ارتباط میان «خلبان»ها و کارگزاران بورس‌های مشهور و پرکار جهان است.

به بهانه روز ناشنوایان به سراغ آشناترین چهره‌هایی رفتیم که سال‌ها اخبار ناشنوایان تلویزیون ایران را اجرا کرده‌اند و با آقایان «پیروزی» و «تهرانی‌زاده» که خود ناشنوا هستند، به گفت‌وگو نشستیم.

- زبان‌های اشاره در شهرهای مختلف ایران چه فرقی می‌کند؟

تهرانی زاده - در شهرهای ایران که گویش‌های مختلفی وجود دارد، ناشنوایان به زبان‌های اشاره بومی با هم ارتباط برقرار می‌کنند. گروه ما شروع به تحقیقات کرد تا بتوانیم در سطح گسترده به یک زبان واحد با هم صحبت کنند. برای همین به شهرستان‌ها می رفتیم و اشارات مختلف را یادداشت می‌کردیم. سعی داشتیم ساده‌ترین و گویاترین اشارات را انتخاب کنیم تا به صورت کتاب، فیلم و محصولات دیگر در دسترس کارشناسان، مددکاران، ناشنوایان و والدینشان قرار دهیم.

- سال‌هاست که تلویزیون ایران، اخبار یا برخی از سریال‌ها و فیلم‌ها را با استفاده از یک «رابط» یا «نشانگر» برای ناشنوایان قابل درک می‌سازد. چرا استفاده از «زیرنویس» در این برنامه‌ها رایج نیست و جایگزین رابط نمی‌شود؟

ت- سال ۶۴ تنها اخبار مخصوص ناشنوایان بود که تولید می‌شد. اما این کافی نبود. ناشنوایان باید از برنامه‌های علمی و سرگرمی تلویزیون هم استفاده می‌کردند بنابراین پخش اخبار به صورت هفتگی کافی نبود. ما بسیار پیگیری کردیم و در نهایت پیشنهادی را به نهاد ریاست جمهوری ارائه کردیم که تصویب شد. بر اساس این طرح برنامه‌های دیگر هم برای ناشنوایان قابل استفاده بودند. در طرح ما پیشنهاد شده بود که هم «رابط» و هم «زیرنویس» در برنامه‌ها وجود داشته باشد. متأسفانه تلویزیون تنها استفاده از زبان اشاره را در دستور کار قرار داد و از زیرنویس خبری نشد. در مواردی چون فیلم‌های سینمایی و مستند، ناشنوا قادر نیست که هم تصاویر فیلم را پیگیری کند و هم به «رابط» و اشاره‌هایش توجه داشته باشد. این روش عملاً قابل استفاده نخواهد بود. رابط در مواردی چون اخبار یا میزگرد قابل استفاده است اما این روش در فیلم‌ها مفید نخواهد بود.

- علت آن‌که مسؤولان از زیرنویس استفاده نمی‌کنند چیست؟
ت- علتش را هزینه بالای زیرنویس کردن اعلام می‌کنند. اما فیلم‌های بسیاری که در حال حاضر موجود هستند، زیرنویس دارند. پس امکاناتش موجود است.

پیروزی - علت دیگری که اعلام می‌کنند این است که همه ناشنوایان سواد ندارند تا از زیرنویس استفاده و آن را درک کنند. در حالی که سواد با اشارات هم رابطه مستقیم دارد. ناشنوا اگر سواد نداشته باشد، بسیاری از کلمات زبان اشاره را هم متوجه نمی‌شود. برای ناشنوای باسواد زیرنویس بهتر است. به جمله‌بندی‌ها هم دقت می‌کند و سطح آگاهی‌اش بالاتر می‌رود. من به مسؤولان هم گفته ام که حاضرم اخبار ناشنوایان به کل تعطیل شود اما به جایش از زیرنویس استفاده شود. اما قبول نکردند. در یک فیلم سینمایی که افراد مختلفی حرف می‌زنند، اصلاً مشخص نمی‌شود که رابط به جای کدام‌یک با اشاره حرف می‌زند.

ت – در حالی‌که در زیرنویس می‌توان صحبت‌های بازیگران را با رنگ‌های مختلف یا علایم دیگر مشخص و این مشکلات را حل کرد. کاری که در کشورهای اروپایی می‌کنند. ما نمونه‌هایی از کارهای انجام شده در کشورهای دیگر را نشانشان دادیم.

پ – من رفتم دانمارک. خوش به حال ناشنوایان آن‌جا. فیلم‌ها کلاً زیرنویس دارند و بدون دوبله نشان داده می‌شوند. هم مردم به این وضعیت عادت کرده‌اند و هم ناشنوایان همه فیلم‌ها را درک می‌کنند. ناشنوا با دیدن مداوم این زیرنویس‌ها قادر است که جمله‌سازی بهتری داشته باشد و به زبان جامعه صحبت کند.

- احساسات، چگونه با زبان اشاره بیان می شود؟

پ- در این مورد ناشنوا هیچ فرقی با شنوا ندارد. شما هم موقع بیان احساسات حالت صورتتان غمگین یا شاد می‌شود. زبان اشاره فقط محدود به دست نیست. با تغییر چهره، احساسات هم منتقل می‌شود.

- تکنولوژی پیشرفت می‌کند و کلمات و اصطلاحات جدیدی مانند «اینترنت» و «وب‌سایت» وارد زبان می‌شوند. آیا مانند فرهنگستان زبان فارسی مجمعی دارید تا اشارات جدید را برای کلمات جدید تصویب کنید؟

پ- ناشنوایان معمولاً زود یاد می‌گیرند. اشاره‌ها به صورت طبیعی درست می‌شوند. تعدادی را از طریق کتاب‌های فرهنگ زبان اشاره که ما از کشورهای دیگر می‌آوریم یاد می‌گیریم و البته تعداد زیادی را هم خودمان درست می‌کنیم اما مجمعی برای تصویب اشاره‌ها نداریم.
ت- ناشنوا نمی‌تواند با دو دست کلمات زیادی بسازد. بسیاری از اشارات به طور طبیعی ساخته می‌شوند. مثلاً برای کلمه‌ای مانند «اصفهان» یک دست را به طور عمود بر کف دست دیگر فرود می‌آوریم. در این حرکت، کف دست نشان‌دهنده جهان است و دستی که عمود می‌آید نشان‌دهنده نصف کردن است. در مجموع مفهوم «نصف جهان» به ذهن می‌آید. این حرکت طبیعی است چون در فرهنگ و زبان فارسی ما «اصفهان» نصف جهان است. بقیه واژه‌ها را هم به صورت الفبا و حرف به حرف نشان می‌دهیم.

- زبان اشاره فارسی با زبان اشاره کشورهای دیگر چقدر فرق دارد؟

ت - هر کشوری به زبان و فرهنگ خودش اشاره می‌کند. برای مثال اشاره‌ای که در ژاپن برای «قاشق» وجود دارد با اشاره ما برای این کلمه فرق می‌کند چون آنها از وسیله دیگری برای خوردن استفاده می‌کنند. ما برای نشان دادن «خانم» از حرکتی استفاده می‌کنیم که نشان‌دهنده «روسری» است اما در یک کشور اروپایی «خانم» به شکل دیگری نشان داده می‌شود و در برخی موارد هم مثل «تلفن» یا «توپ» البته اشاره‌ها مشابه هستند.

- زبان اشاره بین‌المللی هم وجود دارد؟

ت- برای ارتباطات بین‌المللی دیگر «لب‌خوانی» وجود ندارد و همه چیز به صورت اشاره رد و بدل می‌شود. کتاب‌هایی هم در این زمینه منتشر شده که از زبان‌های مختلف دنیا اشارات را گردآوری کرده‌اند اما بیشتر اشاره‌ها به طور طبیعی انجام می‌شود. خانم «جویا صمیمی» که اصالتاً آمریکایی بود در دهه 1350 یک بار شروع کرد برای آن‌که اشاره های آمریکایی را در ایران جا بیندازد اما ما زیر بار نرفتیم چون ما فرهنگ خودمان و اشارات خودمان را داشتیم. ایشان هم بعد از مدتی قانع شد و دیگر اصرار نکرد. ما هم روش‌های او را ادامه دادیم اما با زبان ایرانی.

- شما به چند زبان اشاره مسلط هستید؟

ت- ما کتاب‌های اشاره به زبان‌های مختلف را داریم اما به زبان‌های مختلف اشاره مسلط نیستیم. هیچ‌کس در ایران نداریم که به چند زبان اشاره مسلط باشد. در مواقعی که در کنفرانس‌های بین‌المللی شرکت می‌کنیم، با خودمان رابط می‌بریم تا برایمان عمل ترجمه را مثلاً از انگلیسی به اشاره فارسی انجام دهد. در ایران تنها یک نفر بود که او هم تحصیل‌کرده آمریکا بود. خانم «بهادری» که دوره‌های مرتبط را گذرانده بود و متأسفانه بعد از بازنشستگی به کانادا مهاجرت کرد.

- چرا افراد دیگری را برای گذراندن چنین دوره‌هایی به خارج از کشور نمی‌فرستند؟

ت- ما طرحش را نوشتیم و ارائه دادیم اما به علت هزینه‌های بالا موفق نشدیم مسؤولان وزارت علوم را قانع کنیم تا دوره‌های طولانی‌مدت این‌چنینی برگزار کنند. تازه قرار هست که کودکان ناشنوا را هم به خاطر هزینه‌های بالا در مدارس جداگانه آموزش ندهند. قرار است تا با شنواها در یک مدرسه درس بخوانند بدون آن‌که معلمان آموزش‌های خاص را دیده باشند. مدارس ناشنوایان یک به یک در حال جمع شدن هستند در حالی‌که معلم تلفیقی برای مدارس عمومی وجود ندارد.

ما با چنین روش‌هایی هم موافق نیستیم. ناشنوا جز «ارتباط» هیچ مشکل دیگری ندارد و ما تلاش خواهیم کرد تا این ارتباط را تسهیل و فاصله‌ها را کم کنیم.

منبع : نیما اکبرپور (زیگزاگ)

دسته ها : گفتگو
شنبه پنجم 11 1387

گفتگو با میثم رنجبری دف نواز ناشنوا پدیده دومین جشنواره موسیقی معلولان

(صدای دف را با قلبم می شنوم)

دومین جشنواره موسیقی معلولان کشور به نام مهر آوا برگزار شد. هنرمندان معلول سراسر کشور دورهم جمع شدند تا هنرشان را به دیگران نشان دهند و شعار معروف "معلولیت محدودیت نیست" را ثابت کنند. اما از بین همه این هنرمندان یک نفر پدیده جشنواره بود و هر کس می خواست چیزی از جشنواره بگوید اول از میثم رنجبری شروع می کرد، جوان 22 ساله ای که به رغم ناشنوایی دف می نواخت.

  چی شد که تصمیم گرفتی ساز بزنی ؟

برادر بزرگ ترم سالهاست  که دف می نوازد و از بچگی دف زدن او را می دیدم. یک روز پیشنهاد داد که با او سر تمرین بروم و وقتی سر کلاس شان رفتم علاقه مند شدم که من هم شروع کنم.

 از چه کسی دف زدن را یاد گرفتی؟

یکی از استادان بزرگ بیجار به نام غلام سیفی زاده اولین استاد من بود.

 راحت قبول کرد که سرکلاسشش بروی؟

روز اول که رفتم برایم مشکل بود چون بچه های عادی آموزش می دیدند و چون من ناشنوا بودم زیاد در جریان کلاس قرار نمی گرفتم و سعی می کردم با احساس درونی ام یاد بگیرم. 12 جلسه پیش استاد سیفی زاده رفتم و بعد از آن 7 – 8 سال است که خودم تمرین می کنم و ادامه می دهم در حال حاضر هم شاگرد استاد سعدالله نصیری هستم و آموزش می بینم.

 در حال حاضر چه کار می کنی؟

الان در اداره ارشاد بیجار به 6 جوان ناشنوا دف زدن را آموزش می دهم، علاوه بر این در گروه موسیقی استاد نصیری هم هستم و هر جا کنسرت داشته باشند چون نمی توانم با گروه هماهنگ شوم، در پایان برنامه شان تکنوازی دف دارم.

 غیر از دف به هنر د یگری هم علاقه داری؟

من زیرزمین منزلمان را شبیه به هنرکده کرده ام، همان جا دف می زنم ، معرق کاری می کنم، گروه تئاتر دارم که باهم تمرین می کنیم. علاوه بر اینها سرپرست گروه سرود ناشنوایان بیجار هم هستم و سال گذشته هم مقام دوم تنیس روی میز ناشنوایان کشور را به دست آورده ام.

 ناشنوای مطلق هستی؟

به کمک سمعک صداهای خیلی ضعیفی می شنوم . من برای دف زدن به گوشم نیاز ندارم چون صدای دف را با قلبم می شنوم . من یک دنیا عاشق دف هستم.

 بچه های ناشنوا علاوه بر تحصیل چه مشکلات دیگری دارند؟

نه تنها بچه های ناشنوا بلکه همه معلولان چون در اقلیت هستند کمتر دیده می شوند. مثلا قانون استخدام 3 درصد معلولان در ادارات دولتی در هیچ کجا اجرا نمی شود و ما با مشکل اشتغال مواجه هستیم. من به خوبی با کامپیوتر آشنا هستم و دیپلم تاسیسات دارم اما تا می بینند ناشنوا هستم دست به سرم می کنند تا استخدام نشوم.

 بهترین خاطره ات از دورانی که موسیقی کار کرده ای چیست؟

اولین بار که اجرا کردم ، همه مردم روی پا بلند شدند و تشویقم کردند. آن لحظه بیشتر از هر لحظه عمرم خوشحال بودم. امسال هم که در جشنواره موسیقی معلولان مقام اول را به دست آوردم از بهترین لحظه های عمرم بود.

 انسیه شهرستانکی

دف نواز ناشنوا دومین جشنواره موسیقی معلولان مهر آوا

دسته ها : گفتگو
جمعه بیست و هفتم 10 1387

گفتگو با خانم مرضیه آقاخانی معاون شورای فرهنگیان

لطفا خودتان را معرفی کنید و در حال حاضر مشغول به چه کار هستید؟

من مرضیه آقاخانی ، کوچکترین و سومین فرزند ناشنوای خانواده ام هستم. از دوران کودکی ناشنوا بوده ام، اما علت ناشنوایی را نمیدانم . در رشته کارشناسی طراحی لباس و پارچه تحصیل کرده ام و مدت 10 سال است که به تدریس در مدارس استثنایی مشغول هستم البته پیش از آن نیز در بهزیستی مشغول به کار بوده ام. 13 سال پیش زندگی با همسرم را که او نیز ناشنوا است، آغاز کردم و ثمره آن دو دختر به نامهای مهدیه (8ساله) و مبینا (5/2 ساله) است.

 چگونه بفکر تاسیس شورای فرهنگیان برای ناشنوایان افتادید؟

با همکاری کانون ناشنوایان ایران در جهت برطرف ساختن مشکلات معلمان و دانش آموزان ناشنوا و نیز آشنایی بیشتر با دیگر آموزگاران ناشنوا در سراسر کشور تصمیم به تشکیل گروهی در این زمینه گرفتیم که آن را شورای فرهنگیان ناشنوا نامگذاری کردیم و من در سمت معاونت با این شورا همکاری می کنم.

 هدفتان از تشکیل این شورای فرهنگیان چه بود؟

مواردی که اهداف تشکیل این شورا را در برمیگیرد عبارت است از :

الف ) ارتقای سطح علمی ، دانش و مهارت فنی آموزگاران ناشنوا

ب) بررسی و پژوهش در زمینه های آموزشی مناسب برای پیشرفت دانش آموزان ناشنوا

ج) آموزش ارتباط مناسب با خانواده و جامعه به ناشنوایان

د) بررسی و در حد امکان و توانایی برطرف ساختن مشکلات معلمان ناشنوا اعم از مادی و غیرمادی

 نظرتان درباره برگزاری همایش سراسری فرهنگیان ناشنوایان کشور چیست؟

برگزاری همایش ها سبب می شود معلمان ناشنوا از سراسر کشور با یکدیگر آشنا شده ، از تجربیات خود در زمینه آموزش بهره ببرند و با یکدیگر به بحث و تبادل نظر بپردازند. تداوم در برگزاری همایش های سالانه و ارائه نظرات، پیشنهادات و انتقادات می تواند گام موثری در جهت همگرایی معلمان ناشنوا در نحوه آموزش و برطرف ساختن مشکلات و موانع برسرراه باشد.

 آیا تا بحال بصورت قطعنامه ای در این گردهمایی ها، مشکلات معلمان و دانش آموزان ناشنوا برطرف شده است؟

قطعنامه هایی که در همایش های اول و دوم تهیه و به سازمان استثنایی کشور فرستاده شده به ارائه مشکلات و پیشنهادات پرداخته بود که متاسفانه از سوی سازمان پاسخی مناسب دریافت نکردیم . در سومین همایش قطعنامه ای تهیه شد مبنی بر پاسخ قاطعانه سازمان به قطعنامه های اول و دوم که آن هم اکنون بی پاسخ مانده است. چهارمین همایش را در این سال برگزار نکردیم.

 در این راه باچه مشکلاتی مواجه هستید؟

والله چه بگویم، مشکلات در این راه بی شمار است.

 از مسئولین سازمان آموزش و پرورش استثنایی چه انتظاراتی دارید؟

ناشنوایان امروزه در دنیا از امکانات تقریبا همسان با شنوایان برخوردارند که متاسفانه در ایران روز به روز شاهد افت امکانات حداقلی و مناسب برای ناشنوایان هستیم که مهمترین آن نحوه آموزش ، مواد درسی و ایجاد ارتباط با دیگر افراد جامعه است، حتی ناشنوایان در ارتباط با یکدیگر دچار مشکل هستند چرا که زبان اشاره را که اولین و مهمترین زبان ارتباطی بین ناشنوایان است به درستی در مدارس نیاموخته اند.

 امکانات و خدمات آموزش استثنایی را چگونه ارزیابی می کنید؟

من امکانات و خدمات آموزش استثنایی را بسیار ضعیف ارزیابی و کاملا تفاوت آموزشی بین ناشنوایان و شنوایان را احساس می کنم و همانطور هم که اشاره کردم روزبه روز شاهد است این خدمات و امکانات آموزشی هستیم.

 استخدام معلم ناشنوا در مدرسه؟

در سال 1360 مجلس شورای اسلامی ، در مصوبه ای اعلام کرد دولت موظف است هر سازمانی 3 درصد از نیروی استخدامی خود را به معلولان  اختصاص دهد که متاسفانه در این زمینه اقدامی صورت نگرفته است و به تازگی از پذیرش ناشنوایان به عنوان نیروی استخدامی خودداری می شود.

 از نظر آموزش به ناشنوایان روش تدریس لبخوانی یا زبان اشاره کدام بهتر است؟

در آموزش ناشنوایان هم روش لبخوانی و هم روش اشاره باید لحاظ گردد. زبان اشاره در آموزش بعنوان وسیله ای جهت یادگیری بهتر و لبخوانی جهت ارتباط آسان مورد استفاده قرار می گیرد به این روش آموزشی ارتباط کلی گفته می شود.

 تبعیض بین معلمان ناشنوا و شنوا چیست و چگونه است؟

این موضوع بستگی به مدیریت مسئول آموزشی مدارس دارد، بنظر من چنانچه مدیر مدرسه از قاطعیت و جدیت در کار خود برخوردار باشد و در تدوین برنامه آموزشی نگاه بی طرفانه ای اعمال کند مطمنا هیچگونه تبعیضی به وجود نخواهد آمد . متاسفانه گاهی این تبعیض دیده شده و معلمان ناشنوا بجای تدریس به کارهای دیگری بعنوان مثال در سمت کمک مربی به کار مشغول هستند . در ضمن مدیران باید به توانایی معلمان ناشنوا ایمان داشته باشند.

 معلم تلفیقی یعنی چه؟ دانش آموزان ناشنوا از معلم تلفیقی راضی هستند؟

بنظر من از آنجایی که آموزش دانش آموزان ناشنوا متفاوت از دانش آموزان عادی است ، روش تلفیقی علاوه بر اینکه مناسب آنها نیست بر مشکلاتشان از جمله برقراری ارتباط با دانش آموزان عادی ، محتوای کتاب های درسی و ... می افزاید و در ضمن اینکه در این زمینه تحقیقی انجام نداده ام و انشاا... به این مسئله فکر می کنم.

 نظر شما در خصوص تحصیل دانش آموزان ناشنوا در مدارس عادی چیست؟ (بصورت مدرسه ای تلفیقی)

چنانچه امکانات آموزشی بین شنوایان و ناشنوایان به تساوی تقسیم شود بسیار می تواند مفید باشد البته این زمانی صورت می پذیرد که دانش آموزان و معلمان شنوا از آمادگی لازم برای پذیرش دانش آموزان ناشنوا برخوردار باشند. متاسفانه شرایط تحصیل و آموزش برای دانش آموزان ناشنوا حتی در مدارس ناشنوایان نیز مهیا نیست و از سوی دیگر جامعه ناشنوایان هنوز ارتباط مناسبی با جامعه پیدا نکرده است و در انزوا به سر می برد. با این توصیف یک دانش آموز ناشنوا که هنوز ارتباط با دیگر ناشنوایان را نیاموخته چگونه می تواند با شنوایان ارتباط برقرار کند ودانش آموزانی را می شناسم که به واسطه تحصیل در مدارس عادی و نادیده گرفته شدن از سوی دیگر دانش آموزان خود دچار افسردگی یا پرخاشگری شده اند.

 خود شما معلم ناشنوا هستید چه می گوئید؟ (مربوط به روش تدریس)

حدودا 8 سال با روش ارتباط کلی (زبان اشاره و لبخوانی) به ناشنوایان درس  میدادم در ضمن تدریس من به بچه ها کار عملی مثل طراحی لباس -  الگو دوخت لباس بوده و در حال حاضر 2 سال در آموزشگاه رسالت کم توان ذهنی درسهای مهارت حرفه ای را تدریس می نمایم.

 بزرگترین آرزوی شما چیست؟

آرزومندم ، روزی فرا رسد که مسئولان آموزش و پرورش کشور، چه در سطح کلان و چه در سطح خرد، بتوانند مشکلات  و سختی های آموزشی معلولان به خصوص ناشنوایان را در پیشرفت علمی و افزایش دانش آنان حل کنند و این کار میسر نیست مگر با در نظر داشتن آرا و نظرات کارشناسان دلسوز و خواستار پیشرفت ناشنوایان و معلمان ناشنوا به علت آشنایی بیشتری که با مشکلات آنها دارند.

 چه توصیه ای برای معلمان ناشنوایان دارید؟

برای همه معلمان ناشنوا ، آرزوی موفقیت در تمام مراحل زندگیشان و خدماتی که به ناشنوایان می کنند، دارم.

خانم آقاخانی از اینکه با حوصله و صبر به تمام سوالات من جواب دادید  به شما خسته نباشید می گویم و متشکرم. شیدا شهیدی

دسته ها : گفتگو
دوشنبه بیست و سوم 10 1387
X