خواندن با کودکان ناشنوا و کم شنوا

 کودکان ناشنوا در گرفتن اطلاعات به جای گوش از چشمان خود استفاده می کنند. دشواری ادای واژگان و دشواری همراه کردن نمادهای نوشتاری با صداها، کودک نا شنوا را در ارتباط گیری با متن کتاب و درک مطالب آن با مشکل رو به رو می کند. به همین سبب کودکان ناشنوا بیشتر از مهارت های کافی خواندن بی بهره اند. شماری از کارشناسان بر این باورند که حس بینایی در نبود حس شنوایی می تواند نماد های زبانی را به کودک ناشنوا منتقل کند. بنابراین شناخت این نشا نه ها نخستین زبانی است که این کودکان می آموزند ودر ضمن اساسی ترین وسیله ارتباطی آنان به شمار می رود. زبان اشاره یک زبان دیداری و حرکتی با ساختار دستوری و ریتم ویژه خود، متفاوت از زبان گفتاری است. زبان اشاره برای انتقال یک معنای دقیق به حرکت های بدنی، حالت های بیانی چهره ای و ایجاد علامت نیاز دارد. کودکان ناشنوا نیز مانند دیگر کودکان به کتاب های چاپی نیاز دارند. امروزه برای بهره مند شدن این کودکان از گونه های مختلف داستانی، در کنارمتن اصلی داستان نشانه های زبان اشاره نیز می آید. این گونه کتاب ها نه تنها سبب می شود که کودکان ناشنوا با متن کتاب بهتر ارتباط بر قرار کنند، بلکه کودکان غیر ناشنوا را نیز تشویق می کند که با آشنایی با این نشانه ها با دوستان ناشنوای خود ارتباط بهتری برقرار کنند. کتابک در این بخش کتاب هایی را که دارای زبان اشاره هستند به خانواده ها، آموزگاران و مروجان معرفی می کند، تا شوق خواندن در کودکان ناشنوا هر چه بیشتر برانگیخته شود.

برگردان: زهره قایینی

منابع:

 Best books for young people with disabilitiesIBBY Jubilee selection 2002

 

دسته ها : آموزشی
دوشنبه هفتم 2 1388

نقش آموزش والدین در یادگیری زبان کودکان ناشنوا (خانم ناهید فرزدی) ۲

در مقایسه با یک کودک مبتلا به آسیب دیدگی شنوایی، یک کودک عادی از زمانی که متولد میگردد توسط یک محیط پر از زبان بیانی احاطه میگردد و بتدریج از طریق شنیدن و در طی مراحل مختلف رشد زبان را به طور طبیعی فرا میگیرد، اما کودک ناشنوا از همان اوایل کودکی فرصتهای طلایی یادگیری زبان به طور طبیعی و تدریجی را از دست میدهد و از یادگیری زبان به عنوان مهمترین ابزار ارتباطی بین انسانها محروم میماند، و باید توجه داشت که جبران این ضایعه بزرگ در سالهای آتی زندگی هرگز به طور کامل امکانپذیر نیست.
    عدم یادگیری زبان عواقب و پیامدهای متعدد و عمیقی را برای کودک در بردارد و فقدان توانایی در استفاده از حس شنوایی میتواند اثراتی پایدار در سازمان شناختی کودک از خود به جای نهد و همین امر باعث تفاوت یافتگی عمیق کودکان مبتلا به آسیب های شنیداری و کودکان عادی گردد و بطور قطع همه این مسائل و مشکلات پیامدهای روانی، عاطفی، اجتماعی، شخصیتی و ... خاصی را برای افراد مبتلا به آسیب دیدگیهای شنوایی دربردارد. برای پیشگیری از بروز مشکلات آتی در زندگی کودکان مبتلا به آسیب شنوایی، تدوین برنامهای مناسب که به تأمین همه نیازهای این دسته از کودکان توجه داشته باشد ضروری مینماید. خصوصاً تدوین برنامهای که محور اصلی آن نیز تأکید بر یادگیری زبان با استفاده از روش طبیعی توسط این کودکان در طی مراحل مختلف رشد باشد. برای اجرای موفق چنین برنامهای، آموزش آن به والدین نیز باید در اولویت برنامهریزیهای آموزشی قرار داده شود.
    سازمان آموزش و پرورش استثنایی، اخیراً و در یک اقدام مهم با تلاشهای وافر کلیه دستاندرکاران برنامه ریزی و آموزش کودکان مبتلا به آسیب شنوایی توانسته است به این مهم نائل آید. در اولین گام برنامهای کامل، ادغام یافته و هماهنگ با توجه به همه ابعاد رشد کودک که با رویکرد یادگیری زبان به روش طبیعی تدوین شده است. این برنامه به منظور آموزش به والدین کودکان ناشنوا و در قالب دو جلد کتاب آموزش والدین (1) و (2) و همچنین هشت جلد کتاب کار کودک در پایه آمادگی تألیف شده است.
    برنامه کتاب آموزش والدین (1) ویژه کودکان ناشنوای از بدو تولد تا دو سال است. در این کتاب به منظور آشنایی هر چه بیشتر والدین با مراحل مختلف رشد و تحول و نیازهای کودک در هر مرحله، رشد از ابعاد مختلف خصوصاً از بعد شناختی، زبانی و جسمانی مورد بررسی قرار گرفته است. برای پاسخگویی به این نیازها در مباحث فعالیتهای خانگی مربوط به هر مرحله از رشد راهکارهای کاربردی به منظور کسب مهارت توسط والدین برای زندگی با کودک ناشنوا ارائه شده است.
    والدین با به کارگیری این راهکارها ضمن فراهم آوردن محیطی مساعد، پاسخگو، پرارتباط، و پرهیجان و پرتحرک علاوه بر تحریک و تقویت کلیه حواس کودک موجب کسب تجربه های حسی فراوان برای کودک میگردند ضمن آنکه در همه فعالیتها، تأکید اصلی بر زبانآموزی به کودک به شیوه طبیعی گفتگوی مستمر و مداوم با اوست و انجام این فعالیتها باعث کسب تجربیات، تکامل مغز کودک و افزایش یادگیری توسط اوست.
    مادر میتواند از طریق کارهای روزمره منزل مانند نظافت، شستشو، آشپزی و ... که فعالیتهای تکراری هستند برای آشنا کردن کودک با وسایل مختلف و ایجاد حس محیط و تکرار طبیعی زبان بهره گیرد و رویدادهای مختلف منزل میتوانند تبدیل به فعالیتهای اکتشافی و لحظاتی برای بازی و کشف چیزهای جدید توأم با یادگیری زبان به طور طبیعی شوند. لوازم یادگیری در همه جا وجود دارد و نیازی به اسباب بازیهای پیچیده نیست، حتی عمل جستجو و کشف خود کودک از وجود خود هم مهمترین مبنای یادگیری است.
    برای یادگیری زبان توسط کودک فعالیتها و بازیهای بسیار دیگری نیز برای تعامل با او در برنامه پیش بینی شده است و در حین انجام این فعالیتها و بازیها باید به طور مداوم با کودک صحبت شود زیرا او نه فقط با دیدن، بلکه با گوشدادن، لمس کردن، احساس نمودن، چشیدن و حتی بوییدن یاد میگیرد و یک کودک ناشنوا برای یادگیری زبان باید از همه حواسش کمک بگیرد و از آنجا که فهم کلمات مقدم بر گفتار است، برای آنکه او گفتارخوان خوبی تربیت شود باید شانس دیدن زبان را داشته باشد، همانطور که یک کودک ناشنوا شانس شنیدن زبان را دارد و مهارتهای زیادی بدین منظور باید توسط والدین او به کار گرفته شود. به طور کلی نقش والدین این است که فرآیند یادگیری را که کودک طی میکند درک کرده و همراه با آن عمل کنند و نه بر خلاف آن و این مهم با به کارگیری راهکارهای کتاب آموزش والدین برای آنان مقدور میگردد.
    در کتاب آموزش والدین (2) ، شیوه آموزش برنامه ها و راهکارها به والدین جنبه عملی و عینی به خود میگیرد و مانند کتاب قبل صرفاً به شکل تئوری نیست. به منظور اجرای محتوای این کتاب به مطلوبترین شکل ممکن مراکز آموزش پیشدبستان ناشنوایان به عنوان مرکز شادی پذیرای حضور مادر به همراه کودک دو تا چهار سال میگردد. فضای این مراکز به گونهای شادمانه و سرشار از نشاط طراحی میگردد و مملو از اسباببازیها و وسایل مورد علاقه کودکان است. هدف اصلی در این مراکز مهارت آموزی به والدین برای برقراری تعامل با کودک تحت نظارت مستقیم مربی است. به عبارت دیگر مادر نحوه صحیح زندگی با کودک را در این محیط عملاً تجربه مینماید. کودک نیز به علت علاقه و وابستگی شدید به والدین خود در این دوره توانایی بیشتری برای یادگیری و پذیرفتن دانستههای جدید از خود نشان میدهد. او بتدریج و توأم با یادگیری مهارتهای دیگر یاد میگیرد که حرکات لبهای مادر و مربی دارای ارزش نگاه کردن است و می آموزد که معانی کلمات و سمبل ها را با حرکات لبهای آنان ارتباط دهد و بدین ترتیب زمینههای فراگیری زبان به روش طبیعی برای او بیش از پیش فراهم میگردد. هدف اصلی از تدوین محتوای این کتاب، ضمن توجه به پرورش حواس مختلف کودک، توانایی درک و فهم زبان توسط او از طریق گفتارخوانی است و این شناخت قبل از شروع به گفتار برای کودک ناشنوا لازم و ضروری است و درست همانند کودک عادی که قبل از به کار بردن زبان در بدو امر، معانی کلمات و عبارات را خوب میفهمد و بسیاری از چیزهایی را که میشنود در عمل به کار میگیرد؛ قبل از آنکه بتواند آنها را در بیان خود به کار گیرد.
    در طی مراحل مختلف رشد بتدریج قابلیت های کودک افزایش پیدا میکند و او قادر خواهد شد آن چه را که میشنود علاوه بر عمل در بیان خود نیز به کار گیرد و در این مرحله کودکان ناشنوای 4 تا 6 ساله آمادهاند تا به طور مستقل و بدون همراهی مادر در پایه های آمادگی مراکز ناشنوایان حضور یابند و بتدریج علاوه بر کسب مهارتهای لازم، بر گفتار و زبان نیز تسلط یابند. با تدوین هشت جلد کتاب کار کودک برای پایه آمادگی ناشنوایان، قصد آن است که با همکاری و هماهنگی والدین و مربی در منزل و مرکز پیشدبستانی با انجام بازیها و فعالیتهای مختلف، کودک همه حواس خود را در جهت یادگیری زبان به کار گیرد و تلاش شود گفتار کودک نیز همانند کودکان عادی همسال خود از ریتم، سرعت، اوج صوتی و روانی مناسب برخوردار بوده و برای همگان قابل درک باشد.
    امروزه آموزش موفقیت آمیز کودکان در طی سالهای مدرسه بستگی زیاد به پایهای دارد که در سالهای قبل از مدرسه گذارده شده است و اجرای برنامه آموزش والدین و استفاده از برنامه های آموزشی غنی در خانواده و مرکز پیشدبستانی ناشنوایان میتواند نتایج شگفتی را برای کودک، خانواده و اجتماع در پی داشته باشد. کودکان ناشنوا در دامن خانواده برای رشد بدنی و فکری و کسب تواناییهای اجتماعی برای بقا و رشد و نمو در سالهای آتی خود نیازمند پشتیبانی و مراقبت توسط والدین آموزش دیده هستند و آموزش زبان به روش طبیعی در مرکز پیشدبستانی و در منزل میتواند منجر به معجزهای شود و کودک ناشنوا را از بنبست ناتوانی در سخنگویی نجات داده و توانایی برقراری ارتباط کلامی با سایرین را به راحتی به وی ارزانی دارد.    

دسته ها : آموزشی
دوشنبه سی یکم 1 1388

نقش آموزش والدین در یادگیری زبان کودکان ناشنوا (خانم ناهید فرزدی)

برنامه ریزی برای دوره آموزش قبل از دبستان کودکان استثنایی، گستره وسیعی را از بدو تولد تا سن ورود به مدرسه و حتی سالهای اولیه مدرسه که دوران گذر از خانه به مدرسه است در بر میگیرد، هر چند این دوران از بدو تولد تا دو و چهار سالگی از حساسیت و اهمیت ویژهای برخوردار است، زیرا مراقبت از رشد و تکامل اولیه کودک که لحظه شروع آن از تولد آغاز میگردد و امروزه مورد توجه همه جوامع قرار گرفته است. اهمیت دادن به خردسالانگویی اهمیت دادن به پایه و اساس یک جامعه است و در واقع نگاه برنامه ریزان به خردسالان گویای این است که چه نظری نسبت به جامعه فردا دارند. توجه به تغذیه، بهداشت، مراقبت از سلامتی کودکان، ایمن ساختن کودکان نسبت به آسیب ها و خطرات و بیماریها، در واقع تأمین نیازهای اصلی کودک برای رشد است اما باید این نکته را در نظر داشت که تأمین این نیازها به تنهایی کافی نیست زیرا فقط جسم کودک نیست که بزرگ میشود بلکه کودک علاوه بر رشد فیزیکی؛ تکامل نیز پیدا میکند، رشد افزایش قد و وزن است اما تکامل فرآیند بروز تغییرات در کودک است. همه کودکان در رشد از یک الگو، مدل و تربیت عمومی پیروی میکنند اما کیفیت رشد و تکامل هر کودک با کودک دیگر متفاوت است، چون زمینه های محیطی و فرهنگی کودکان با یکدیگر تفاوت دارد. بنابراین علاوه بر تأمین نیازهای اصلی هر کودک که همان تغذیه، بهداشت و سلامتی است که بیشتر به رشد جسمانی کودک کمک میکند، باید به رشد از ابعاد دیگر توجه کرد، یعنی توجه به رشد شناختی، عاطفی، اجتماعی، زبانی و همچنین نسبت به تأمین سایر نیازهای کودک مانند نیاز به یادگیری، نیاز به عواطف، نیاز به امنیت، نیاز به تقلید و ... نیز اقدام نمود تا کودک بتواند به تکامل ذهنی، روانی و اجتماعی دست یابد. امروزه ثابت شده است که رشد و تحول جسمانی، ذهنی، عاطفی، اجتماعی، زبانی و ... با یادگیری مرتبط هستند و یادگیری نیز از لحظه تولد آغاز میگردد. متخصصین علوم تربیتی بر اهمیت دو سال اول زندگی تأکید بیشتری مینمایند زیرا در طی این دو سال ساختارهای بسیار مهمی در کودک متحول میشوند که بر توانایی یادگیری او اثر میگذارند و اگر مغز کودک خوب رشد کند توانایی یادگیری او افزایش پیدا میکند.
    دانشمندان کشف کرده اند که تکامل واقعی مغز بعد از تولد شروع میشود و در سالهای اولیه زندگی، زمانی که تجربیات به مغز شکل میدهند پایه های یادگیری نیز گذارده میشود.
    وقتی چرخ یادگیری شروع به چرخش کرد، اگر محیط پاسخگو و مساعد ولی بدون اجبار باشد، زمینه های تحریک کننده و جالب محیطی میتوانند کودک خردسال را در مسیر اکتشاف و توانایی پیوند دادن اطلاعاتی که دریافت کرده است قرار دهند. کسب این تجربیات توسط کودک باعث عکس العمل او نسبت به دنیای خارج میشود. این تجارب حسی بر مغز کودک اثر گذاشته و مغزی فعال به وجود میآورد. مجموعه تجربیات کسب شده توسط کودک میتواند موجب ایجاد مغزی قوی شود و به این ترتیب فرآیند یادگیری صورت پذیرفته و در نهایت باعث رشد و تکامل کودک در وجوه مختلف حسی، عاطفی، اجتماعی، زبانی و ... گردد. به عنوان مثال کوشش کودک برای در دست گرفتن شیئی به سادگی به مغز او کمک میکند که همآهنگ کردن چشم و دست را به خوبی یاد بگیرد. کودکان در سالهای اولیه زندگی مهارتهای بنیادی را به دست میآورند، مانند راه رفتن و هماهنگ کردن حرکات، حرف زدن و مهارتهای پیچیده زبان، مهارتهای، اصلی فکر کردن توانایی ارتباط افکار با زبان و عملکردها، مهارت تسلط به خود و اعتماد به نفس- پرورش حس کنجکاوی و ...
    بنابراین باید به دنبال راهکارهایی بود که بتوان برنامه هایی را که از ابعاد مختلف به کودک می پردازد به صورت ادغام یافته و هماهنگ تدارک دید که به همه ابعاد رشد کودک توجه داشته باشد.
    تدوین این برنامه ها خصوصاً نقطه شروع مناسبی را برای کارکردن والدین با کودکانی که دارای مشکل هستند ایجاد مینماید. زیرا بیشترین امکانات را والدین برای هدایت انرژی کودک در مسیر نیازهای فردی او در اختیار دارند و با تأکید بر تکامل همه جانبه و جامع کودک میتوانند دارای بیشترین تأثیر در رفع اشکالات یادگیری باشند و دخالت در سنین پایینتر موقعیتی برای والدین است که با درک نقش خود برای تکامل توانایی کودکشان به او کمک کنند و در اینجاست که اهمیت نقش والدین در رشد و تکامل کودک روشن میگردد و ضرورت آموزش آنان مطرح میشود.
    والدین باید از مراحل مختلف رشد و تکامل کودک آگاه و پاسخ مناسب برای هر یک از مراحل را آماده داشته باشند. اگر والدین بتوانند اعمال کودک خود را به درستی درک کرده و به آن پاسخ بدهند، کودک با اطمینان مراحل رشد و تکامل را طی خواهد کرد.
    نکته بسیار قابل تأمل در مورد مراقبت از رشد و تکامل اولیه کودکان این است که همه کودکان با سلامت کامل متولد نمیگردند. بعضی از کودکان قبل یا بعد از تولددچار آسیبدیدگیهای خاصی میگردند که ممکن است این آسیب دیدگی در کسب بعضی از مهارتهای بنیادی توسط کودک اختلال ایجاد نماید و برای این دسته از کودکان علاوه بر تأمین نیازهای مراحل مختلف رشد، تأمین نیازهای ویژه دیگری را نیز ایجاب نماید. به عنوان مثال کودکان مبتلا به آسیب دیدگیهای شنوایی از جمله این کودکان هستند.

ادامه دارد

دسته ها : آموزشی
دوشنبه سی یکم 1 1388

کتابی به نام ((راهنمای آموزش زبان به ناشنوایان )) از مری اس تیدول از کلینیک جان تریسی و ترجمه ی حمیده طباطبایی (فرستنده : آقای اسدپور)

ادامه مطلب

مثال : اگر کودکی نشان داد مه شیرینی نمی خواهد باید شیرینی را کنار گذاشت .

۶. فرم سوالی ((....... کجاست ؟ )) وقتی مفهوم پیدا می کند که شی یا فرد مورد نظر را کودک بتواند بعد از یک جستجوی مختصر بیابد . مثال :از کودک می پرسیم (( پیراهنت کجاست ؟ )) و به او کمک می کنیم تا آن را پیدا کند . وقتی که پدر او در آن لحظه در خانه نیست نباید از او بپرسیم (( بابا کجاست ؟ ))

7. سرنخ بحث را از علایق کودک بدست آورید و مقداری مکالمه درباره ی یک شی یا حادثه را افزایش دهید .

مثال : کودکی پروانه ای را پیدا می کند ،بزرگسال مشخصات آن را به وی بگوید و در رابطه با رنگ ، این که پروانه کرک دارد ،این که پروانه حرکت می کند و بر روی بدن خالهایی دارد و از این قبیل تا جایی که کودک علاقه نشان می دهد صحبت کنید .

8. هماهنگ با پیشرفت کودک در فهم و توجه زمان بیشتری در آشکار ساختن معانی صرف کنید ..

مثال : کودکی در حالی که غذا می خورد به قاشقی علاقه نشان می دهد، با صرف چند ثانیه وقت ، قاشق را با قاشق های دیگر یا با یک تصویر از قاشق مقایسه کنید .

9. همراه با پیشرفت و افزایش فهم کودک ،پیچیدگی و طول عبارتها و جمله ها را افزایش دهید .

10. شکلهای سوالی دیگر و مفاهیم زبانی انتزاعی تر را که با رشد کودک متناسب است ارایه دهید . 0. برای ارایه معانی انتزاعی تر ، از اصول شناخته شده ی قبلی استفاده کنید . مثال : کودک لغات : دختر ، پسر ، بزرگ و کوچک را می فهمد اگر می خواهید (( مرد )) یا (( زن )) را آموزش دهید باید به گنجینه ی لغات فراگرفته شده ی او مراجعه کنید .

11. در هر سطحی از رشد ، رایه ی مفاهیم و لغات جدید را به کودک ادامه دهید .

12. با پذیرش و توقع داشتن پاسخی در سطح درک مطلب کودک ، دایره ی لغاتی را که قبلا یاد گرفته است با تمرین تثبیت کنید ..

 

پاسخ شرطی نسبت به لب خوانی یک روش آموزش خاص زبان دریافتی است که معمولا همراه با اولین لغت تدریس می شود وبه دقت همراه آموزش اولین لغت و احتمالا دومین لغت نیز استفاده می شود .

الف - اهداف آموزش پاسخ شرطی نسبت به لب خوانی عبارتند از :

1. کمک به آموزش کودک در پاسخ به زبان دریافتی .

2. ایجاد فرصتهای بیشتر برای معلم یا والدین در گفتن لغت

ب - روشهای آموزش پاسخ شرطی نسبت به لب خوانی :

1. اشیایی ر اکه در فعالیت استفاده شده اند در پایان فعالیت برنامه ریزی شده جلوی کودک بگذارید .

مثال : 5 اسباب بازی به شکل ماشین

2. یک ظرف ر اروی میز بگذارید

3. از کودک بخواهید یک شی را در ظرف بگذارید .. از عبارتهای مختلف استفاده کنید .

مثال : بزرگسال می گوید (( ماشین را بده به من )) یا (( حالا یک ماشین )) یا (( یک ماشین دیگر )) و غیره .

نکته : اگر در جلب توجه کافی کودک دچار اشکال شدیم بهتر است کودک را وادار کنیم آرام بنشیند و یا دستهایش را روی میز بگذارد .

دسته ها : آموزشی
سه شنبه بیست و پنجم 1 1388

کتابی به نام ((راهنمای آموزش زبان به ناشنوایان )) از مری اس تیدول از کلینیک جان تریسی و ترجمه ی حمیده طباطبایی (فرستنده : آقای اسدپور)

فراگیری زبان توسط کودک ناشنوا فرآیندی مشکل و پیچیده است . کودکی که شنوایی طبیعی دارد عموما در بدو ورود به مدرسه آن قدر زبان می داند که معلم بتواند کار خود را با مطالب آموزشی آغاز کند . این مطلب در رابطه با کودک ناشنوا نمی تواند درست باشد . افت تحصیلی ناشنوایان را با تاکید روی رشد مهارتهای زبانی طی سالهای قبل از دبستان کودک می توان به حداقل رسانید . بدین منظور کلینیک جان تریسی از آغاز تاسیس در سال 1942 برنامه هایی را در ارتباط با تعلیم و تریبت والدین و آموزش کودکان ناشنوا تهیه کرده است . برنامه قبل از دبستان کلینیک جان تریسی بیش از چهار یا پنج سال طول می کشد . والدین و کودکان به عنوان یک واحد خانوادگی ثبت نام می کنند . برنامه به منظور پاسخگویی به نیازهای فردی با توصیه های مبتنی بر روانشناسی و تعلیم و تربیت می باشد . این برنامه تعلیم و تربیتی والدین را با آموزش گام به گام مجهز می کند تا بتوانند فنون خاص و مهارتهای لازم را برای تسهیل در امر زبان آموزی کودکشان گسترش دهند . زبان از طریق روش چند حسی یعنی لامسه ، بینایی و شنوایی رشد می کند . هدف کلی این است که رشد هر حس ( به شکل منفرد یا در ترکیب با حواس دیگر ) را به حداکثر ظرفیت آن برسانیم

تا در زمینه ی فراگیری زبان مورد استفاده قرار گیرد . کارآیی در دست یابی به این هدف به متغیرهایی مانند : میزان باقیمانده ی شنوایی ، سن بروز کمبود شنوایی ، سن تشخیص کمبود شنوایی ، سن شروع آموزشی ، تداوم و کیفیت آموزش ، استفاده از تقویت کننده ی اصوات و تفاوت های فردی و تواناییهای هر کودک بستگی دارد . زبان مجموعه ای است از کلمات و روش های ترکیب کلمات که بوسیله ی تعداد قابل توجهی از افراد فهمیده و به کار گرفته می شود . ما مفید دیدیم که تفاوت بین زبان و گفتار ، زبان دریافتی و بیانی را مشخص کنیم . از نظر ما : زبان دریافتی مربوط به فراگیری و فهم زبان است . این جنبه ی دریافتی زبان است .زبان بیانی مربوط به کاربرد زبان به طریقی معنی دار است .( آنچه می گوییم ) . گفتار مربوط به روشی است که به وسیله ی آن زبان بیانی تولید می شود ( چگونه می گوییم ) .

زبان دریافتی

زبان دریافتی زیربنای تمام مراحل رشد زبان است .ما باید قبل از اینکه زبان را برای بیان مورد استفاده قرار دهیم آن را بفهمیم . آموزش زبان دریافتی فرایند دریافتی زبان آموزی است . در این مرحله از کودک پاسخی را انتظار نداریم و در جستجوی آن نیز نیستیم . کلمات همراه با اشیا یا اعمال به دفعات ارایه می شوند تا جایی که کودک نشان دهد آنها را درک کرده است . فرآیند دریافتی ممکن است مستلزم صدها یا هزاران بار تکرار باشد تا اینکه کودک مبتدی کلمه را درک کند . هر قدر کودک در آگاهی یافتن از زبان پیشرفت می کند برای ادامه ی کار به زمان کمتری نیاز داریم . فراگیری زبان دریافتی این اندیشه را به کودک مبتدی منتقل می کند که زبان وجود دارد ، یعنی ، اشیا ، موجودات ، کنشها و کیفیتها برای خود نامها یا نمادهای کلامی دارند که آنها را مشخص کرده و توضیح می دهد . در هر سطحی از رشد زبانی ، کودک برای فهم گفته ها ( از طریق لب خوانی ) و به منظور ساختن گنجینه ی لغات ، جملات و دستور زبان برای کاربردهای بعدی ، به زبان دریافتی متکی است .

روش های کلی آموزش زبان دریافتی :

1. هرگاه نگاه شما با نگاه کودک برخورد پیدا کرد با او صحبت کنید . 0. نباید کودک را با لمس کردن یا حرکات بدنی وادار به برقراری تماس بصری کنید . 0. توجه کودک را با بهره گیری از تماس بصری خودانگیخته رشد داده و تقویت کنید . مثال : کودکان خردسال بدون آنکه برانگیخته شوند به دلایلی مانند اجازه گرفتن ، جلب موافقت ، کمک گرفتن ، اطمینان حاصل کردن ، کسب اطلاعات و اجتماعی شدن به بزرگسالان نگاه می کنند . شناخت نیاز های کودک و هماهنگ کردن زبان با آنها در هر زمانی که کودک به معلم یا والدین نگاه می کند ، باعث می شود که کودک به نگاه کردن خود اهمیت دهد .

2. هنگام صحبت کردن با کودک ناشنوا از هر حرکت به غیر از حرکت لبها خودداری کنید .

3. بعد از صحبت کردن مکث کنید تا کودک فرصت یابد به آنچه گفته شده ، پاسخ دهد .

4. درباره ی چیزهایی که کودک به آنها علاقه نشان می دهد صحبت کنید . 0. آنچه او انجام می دهد 0. آن چیزی را که او به آن نگاه می کند 0. آنچه که فرد دیگری انجام می دهد . 0. آنچه شما برای آینده ی نزدیک انجام می دهید یا قصد دارید انجام دهید ..

5. برای کودک مبتدی از زبان ساده استفاده کنید . 0. به جای استفاده از یک اسم تنها ، باید از عبارت کوتاه استفاده کنید .. مثال : باید به کودک گفت :(( پیراهنت را بردار)) نه اینکه بگوییم : ((پیراهن)) 0. در یک عبارت بر روی لغات اصلی یا کلیدی تاکید کنید . مثال : بگویید پیراهنت را بردار ( باید صدا را هنگام گفتن کلمه ی پیراهن بالا ببرید و آن را کشیده تر بگویید ) 0. اشیا ر ابرای کودک مشخص کنید . مثال : وقتی برای قدم زدن بیرون می روید یکی از بچه ها می ایستد و برگی را بر می دارد معلم یا والدین می توانند بگویند (( آنها برگ هستند )) ، (( برگها را ببین )) و غیره

6. هنگام صحبت با یک کودک مبتدی شکلهای سوالی به کار نبرید مگر در موارد زیر : مثال : وقتی بزرگسال یک شیرینی به بچه تعارف

می کند می پرسد : (( شیرینی می خوای ؟ )) این عبارت سوالی را قبل از دادن شیرینی می گوید .

نکته : بزرگترها باید به کودک اجازه دهند تا شی پیشنهاد شده را قبول کند یا رد کند وگرنه طرح چنین سوالی بی معنا است .

ادامه دارد.
دسته ها : آموزشی
شنبه بیست و دوم 1 1388
ناشنوایی و اختلال در شنوایی (برای آگاهی از دلایل ناشنوایی)
ناشنوایی و اختلال در شنوایی عبارت است از کاهش توانایی یا ناتوانی کامل در شنیدن . ناشنوایی می تواند به علت مشکل در استخوان های کوچک موجود در گوش میانی که صدا را انتقال می دهند یا مشکل در شاخه های عصب هشتم مغزی که صدا را به مغز انتقال می دهند باشد. بنابراین دو نوع ناشنوایی وجود دارد:
ناشنوایی انتقالی ، که در آن استخوان های کوچک موجود در گوش میانی تخریب می نوشند و صدا را انتقال نمی دهند (اتواسکلروز).
ناشنوایی حسی ـ عصبی ، که در آن عصب هشتم مغزی (عصب شنوایی ) اغلب به دلایل ناشناخته آسیب می بینید. ناشنوایی مختلط ، شامل هر دو نوع ناشنوایی انتقالی و حسی ـ عصبی
علایم شایع
در شیرخوار:
پاسخ ندادن به صداهای محیط ، خصوصاً صداهایی که قاعدتاً باید شیرخوار را از جا بپرانند.
در افراد مسن :
مشکل داشتن در افتراق (گوش دادن انتخابی به ) صداهای محیط اطراف
وزوز گوش ، سرگیجه ، درد
بلند کردن صدای رادیو یا تلویزیون
علل
مادرزادی در اثر توارث ژنتیکی غالب یا مغلوب
عفونت های مزمن گوش میانی یا گسترش عفونت به گوش داخلی
تولید موم گوش به مقدار زیاد
اختلالات رگ های خونی ، از جمله بالا بودن فشارخون
صدمه به سر
تومور
لخته های خونی که به رگ های کوچک تغذیه کننده عصب شنوایی می روند.
مولتیپل اسکلروز (ام .اس )
سیفلیس
اختلالات انعقاد خون
عفونت ویروسی مثل اوریون
قرار گرفتن طولانی مدت در معرض صداهای 85 دسی بل یا قوی تر
بالا رفتن سن . اکثر افراد بالای 65 سال در شنیدن صداهای زیر (با فرکانس بالا) مشکل دارند.
عوامل افزایش دهنده خطر
سابقه خانوادگی ناشنوایی مادرزادی یا اکتسابی
مصرف داروهایی مثل ضد التهاب های غیراستروییدی ، سیس پلاتین ، اریترومایسین ها، جنتامایسین ، استرپتومایسین ، توبرامایسین ، کینین ، فوروسماید، اسید اتاکرینیک ، یا دوزهای بالای آسپیرین ، و سایر داروها
افرادی که در مشاغلی مشغول به کار هستند یا تفریحاتی دارند که سطح صدا در آنها بالا است ، مثل نواختن موسیقی های سنگین یا کارگرانی که با مته های بادی قوی آسفالت خیابان را می کنند.
پیشگیری
از مصرف طولانی مدت یا مصرف مقادیر بالاتر از دوزهای طبیعی داروهایی که باعث ناشنوایی می شوند خودداری کنید.
در صورت وجود بیماری های زمینه ساز ناشنوایی ، خصوصاً عفونت های گوش و مشکلات آلرژیک و تنفسی ، به پزشک مراجعه کنید.
از قرار گرفتن طولانی مدت در معرض صدای بلند خودداری کنید. اگر چاره ای نیست ، از محافظ های مناسب گوش استفاده نمایید.
عواقب مورد انتظار
بعضی از موارد ناشنوایی انتقالی را می توان با جراحی درمان کرد. ناشنوایی ناشی از قرار گرفتن طولانی مدت در معرض صدای بلند نیز گاهی با حذف صدا برطرف می شود. اما سایر انواع ناشنوایی معمولاً دایمی هستند.
عوارض احتمالی
ناشنوایی دایمی
تأخیر در کسب توانایی ها و مهارت های زبانی در کودکان
تأثیرات عاطفی ناشنوایی
درمان

 

اصول کلی
شنوایی سنجی و آزمون های شنوایی با یک دیاپازون (آزمون رینه ) برای تشخیص اختلالات شنوایی . با کمک این بررسی ها می توان شدت و الگوی هرگونه مشکل شنوایی و نوع ناشنوایی (انتقالی یا حسی ـ عصبی ) را تعیین کرد.
با انجام کارهای نسبتاً ساده مثل در آوردن موم گوش یا ترمیم پارگی پرده گوش ممکن است مشکل شنوایی برطرف شود.
اگر ناشنوایی به داروها مربوط باشد، تغییر در دوزاژ با قطع مصرف دارو ممکن است کمک کننده باشد.
گاهی جراحی برای ناشنوایی از نوع انتقالی اگر ناشنوایی دایمی یا ناتوان کننده باشد:
زبان علامتی با دست و مهارت های لب خوانی را فرا بگیرید.
در صورت توصیه ، از سمعک استفاده کنید و کار با آن را یاد بگیرید.
در صورت لزوم ، گفتار درمانی و بازتوانی گفتاری
در صورت امکان ، از وسایل مخصوص برای تلفن خود استفاده کنید.
وسوسه گوشه گیری اجتماعی به خاطر مشکل شنوایی را از خود دور کنید. انزوا باعث بیشتر شدن مشکلات ارتباطی و سَرخوردگی می شود، و سازگاری را نیز مشکل تر می کند.
داروها
آنتی بیوتیک ها، اگر عفونت وجود داشته باشد.
داروهای دکونژستان برای سایر عفونت های گوش
درمان استرویید برای ناشنوایی حسی ـ عصبی ناگهانی و بدون علت مشخص
فعالیت
محدودیتی برای آن وجود ندارد.
رژیم غذایی
رژیم خاصی توصیه نمی شود.
در این شرایط به پزشک خود مراجعه نمایید
اگر احتمال می دهید که دچار مشکل در شنوایی شده اید، خصوصاً اگر تازگی ها مجبور شده اید مرتباً از دیگران بخواهید که گفته های خود را تکرار کنند یا اعضای خانواده تان مرتباً از شما می پرسند که آیا خوب می شوید یا خیر.
اگر یکی از اعضای خانواده تان علایم ناشنوایی را پیدا کرده باشد.

پـزشـکی, گـوش حـلـق بـیـنـی.

دسته ها : آموزشی
يکشنبه سیزدهم 11 1387
انتظارات کودک ناشنوا از والدین
دسته ها : آموزشی
سه شنبه دهم 10 1387
اطلاعیه

جلسه عرفان مولانا و ادبیات پارسی روز یکشنبه 10/9/87 از ساعت 18 الی 20 در کانون ناشنوایان ایران (خیابان شهرک غرب ) برگزار میشود


دوستان ناشنوا و شنوا  نیز می توانند شرکت کنند.
دسته ها : آموزشی
جمعه اول 9 1387

وقتی که کودک ناشنوایی پا به کودکستان یا به دبستان می گذارد هیچ زبان مشترکی با معلم خود ندارد. آنچه را که معلم می گوید او نمی فهمد ومعلم نیز از علامت ها وحرکت های او درست سردرنمی آورد. این وضع ادامه دارد تا مدتی طولانی شاگرد مقداری کلمه بیاموزد وجمله بندی را یاد بگیرد و آنگاه می تواند با معلم ارتباط برقرارکند.  

مثلا" روز دوم یا  سوم بعد از وارد شدن مدرسه اگر مدادش را از خانه نیاورده باشد  چطور به معلم بگوید :  فراموش کردم یا اگر آن را در راه یا کلاس گم کرده باشد  چطور به معلم می فهماند که مداد را گم کردم.

 کودک شنوا پیش ازوارد کلاس اول بشود زبان مادری خود رامی داند و مطابق دستور زبان حرف می زند. در اثر مکرر شنیدن کلمه ها وجمله ها معنی و محل کاربرد کلمه ها و طرز جمله بندی را از راه گوش آموخته است.

دسته ها : آموزشی
دوشنبه بیست و پنجم 6 1387
مشکلات ارتباطی و یادگیری در کودکان ناشنوا

مطلب زیر، بخشی از مشکلات دانش‌آموزان دارای ناشنوایی را در زمینه رشد حرکتی، برقراری ارتباط و استفاده از زبان گفتاری مورد بررسی قرار می‌دهد.

این مطلب از مقاله «ناشنوایی و مشکلات مضاعف» (شماره 75 نشریه آموزش و پرورش استثنایی) برداشت شده است. مقاله مذکور را خانم مریم باشعور لشکری، کارشناس ارشد کودکان استثنایی ترجمه کرده است....

کلیک
دسته ها : آموزشی
يکشنبه دهم 6 1387
X